موعود بت نیست که بتخانه بزند

:: موعود بت نیست که بتخانه بزند

او درون قلب هر بالا پرست

دور از آیینه بازیهای پست

گاهی که دلت می گیرد، تمام جهان در جمجمه ات مویه می خواند... و زخمهای انسان، عریان، وحشی، و افسار گسیخته.

چندسال پیش در موج اول وبلاگ نویسی، سایتهایی بودند که خوراک تولید می کردند و با الفاظ زرورقی روشنفکرانه، سعی داشتند ما را از چیزی که هستیم تهی کنند. همان روزها بود که در پاسخ به شبهه مهدوی سایت پویشگران دلنوشته زیر را بداهه نوشتم.

دوباره خواندنش لازم است امروزی که حمله دشمن از درون است:

 

امروز روی سایت پویشگران مطلبی درباره مهدویت خواندم و هی نمی دانم چرا در هر کلمه و در هر تنفس بین این همه واژه که برای من نوشته بود چرا با در چه اصلن / چه...
بعد داشت از این همه کلمه که از توی نگاه جامعه شناس اش به تاریخ کرده بود می گفت: او را -موعود -آخوند خلیفه ها تبعید جزیره الخضرا کردند که حالا نمی دانم نقشه اش از چاه جمکران نشت کرده...
خواستم بگویم آقای عزیز که در کلرادو دارید از پنجره های مدرنیته به قدس می نگری و در لای سنگفرشهای آمریکا شرق را رصد می کنی... فنجان می شکنی و ترجمه مولانا برای دوستانت زمزمه می کنی...
من نمی گویم برای دیدن باید خاک شرق توی ریه ات برود یا اصلن برای شرق گردی حتمن باید بلیط داشت یا ویزای مذهبی معتبر داشته باشی... نه...

تو می توانی و این حق توست که در هر لحظه و در هر گوشه از جهان و لای هر پلک که از خودت می تکانی بنشینی و نشسته / بعد هی از دیوار بشنوی که این راه بسته نیست.
از آخوندهای واتیکان در نرفته باید رو از خاخامهای همیشه ذاکر بگیری و در تشییع جنازه با مسلمان لا اله الا الله بگویی...کفش ات
تو می توانی حتا وقتی جاده دوست دختر  کفش ات می شود
بعد از این همه زمان نشستن / در تسلسل تسبیح و سلسبیل

از هندوانه و شهود / تا ادبیات کلاسیک و

                                                     نقد صوفی نه همه صافی بی غش باشد
باید قلب ات بشود جزیره...

 و قلبی که تاب می آورد جزیره است و گرنه ماسه برای مد شدن شانه نمی کند موج / سجاده
این جزیره قلب توست که چرخ اش دور فلک بزند و تاب بیاورد. قلب ات تمام جغرافیاست. من خیلی زنبور دیده ام که از کندو گم...
من آب دیده ام که تا ابد در رودخانه لیز می خورد

وقتی عقاب می بینم پشه را از هیجان له نمی کنم...
من منتظرم تا این تقدس طبقاتی تا این به قول تو آخوندیسم بی خیال قلب شود ولی تو حساب دکانداران و آنها که به زور دیپلم گرفته می روند ملا می شوند / برای لقمه

 با آن کسی که برای رنگ بلوزش هزار فلسفه دارد و هزار بار خدا را قسم داده به تماشا جدا کن...

با آن کسی که هی حرم می دیده و بعد ایمان قاطی بهت اش می شده و هی که می خواسته پژو را بیشتر ببوسد بالاخره اتوبوس ارزان تر در می آمده...
بایزید را به خواب دیدند و از این جنبه مقاله شما خالی از ایراد نیست که به میراث عرفان اشاره ای نداشته ای هی باندی زیر ناف چسبانده ای که سهم من این نیست سهم من پس چرا کی در حوالی برای از اینکه گفت : گفتند : تو را با این پاره و این شکسته بار نمی دهند...

بایزید خلط می انداخت که گفت : گفتم : بایزید را با پاره ای و شکسته ای راه ندادند

                                                                       شما را چطور با این همه متعلقات


موعود برای انتخاب شدن دست نمی دهد. او بت نیست تا بتخانه بزند برای آنها که گرسنه گیشان روده ای و معده ای است. موعود یورتمه بلد نیست تا مثلن از رویای اسکیزوفرنیها بزند به قاب به بیرون تر از تماشا...
کاریکلماتور قشنگی است: موعود / دوعوم وعده
 و بدون بار مضحکی که بینش جامعه نگر و ناقص در همه جانبه نگری شما قصد دارد به مخاطب القا کند...
شاید شما بزنید زیر خنده که : این احمقها چرا چقدر باز پس کی پاره با هر موریانه با این همه رایانه باز ریش می کشند و پوستر نبوت چاپ می کنند.
شاید بگویی برای پاک کردن گناههایشان است که حج می روند و همینکه موتور این ماکهای پیر به    میل لنگ زدگی افتاد با برهنه برهنه برهنه / پا تن جامه سر تا سر
گاهی حاجی ها تاجرند می دانم و دایی من برای پاک کردن کثافت جنده بازی ها و به خواهر مادر رحم نکردن دل به ارحم الراحمین همان ربالعالمین خوش کرده رفت و از آن طرف کلی تجارت کرد و            نمی دانست شاید برای دیدن

 کسی سنگ به دهانش پانزده سال بسته بود که به دیوارها تنه زد. بعد دست کرد لای پیراهنش و کاغذی به دیوارهای بی قصیده کعبه آویخت که: یخهای مدرنیته به شعله های دین آب خواهد شد... حال تو می خواهی ما را امل بگیر یا مثلن چه می دانم روسپی هایی که در لباس مردان گدایی رحمت یک نادیدنی وعده داده شده را می کشند.
من منتظرم که ببینم و می بینم و این را به کسی چون شما نمی دهند... معذرت می خواهم  اما باید بگویم من عاشقم اما کور و کر و گنگ نیستم

منبع : شفای گوش ماهی کرموعود بت نیست که بتخانه بزند
برچسب ها : موعود ,دانم ,جزیره ,بزند ,شاید ,برهنه ,برهنه برهنه ,بتخانه بزند ,برای دیدن ,سایت پویشگران

معراج معاصر

:: معراج معاصر
کتاب معراج السعاده ملای نراقی، خیلی در باب اخلاق اسلامی نکات باریک تر از مو و آموزنده دارد. ولی متأسفانه با زبان عصر قاجار نگاشته شده و لازم است که با زبان معاصر نوشته شود. این همه کتابهای چطور فلان کار را انجام دهیم و چطور بهمان کار را انجام دهیم چاپ می شود و فروش هم دارد، همه هم در باب ترویج سبک زندگی غربی است... چه ایرادی دارد که همین کتابهای علمای کلاسیک را با زبان نسل امروز نگاشته و ترویج دهیم؟

نمونه زیر مطلعی است از این مهم به قلم خودم:

 

اولین در

شاید گاهی فکر کنیم چرا ما ابوعلی سینا نشده ایم و برای یکبار هم که شده سیبی جلوی پای ما نیفتاده تا نیوتن شویم. ساده است: ما خود را نشناخته ایم تا بیرونمان را درک کنیم.

من کیستم؟

ما دارای سر هستیم که خودش از پیچیده ترین فناوریهای کشف شده و نشده تشکیل شده. شامل چشم و گوش و دهان و بینی و مغز و دندان و زبان و لوزه و چه و چه است. ما دست داریم با انبوهی از انواع رگ و عصب و گوشت و مفصل و ناخن. پایمان هم هست که به لگن متصل شده و دارای قابلیتهای حرکتی و عروقی پیچیده است. دستگاه گوارش، قلب، ریه، کلیه، اثنی عشر، آپاندیس، کبد و غیره و غیره، لیست بلندبالایی است از ما.

اما آیا در واقع حقیقت ما فقط همین قالب فاسدشدنی به نام بدن است؟

شاید بگویی که نه! ما خود را می شناسیم. آن باطن را هم که منظور خیلی هاست می دانیم. آری! می دانم که می دانیم اما تنها این اندازه می دانیم که بدانیم وقتی گرسنه ایم یعنی اینکه بدن به سوخت احتیاج پیدا کرده و باید غذا بخوریم. یا بدانیم وقتی که از کسی خشمی به دل گرفته ایم باید انتقام بگیریم. یا بدانیم که اگر آمپر شهوت بالا زده از هر راهی شده دنبال راضی کردن بدن و ارضای خواهشهایش برویم.

از این دست آگاهی و شناخت نسبت به خود داریم ولی شاید متوجه نباشیم که همه حیوانات هم این شناخت را از خود دارند و ای بسا که حیوانات و گیاهان در شدت و کیفیت این صفات و عوارض شناخت و قوتشان خیلی از ما بیشتر است؛ و این در حالی است که تمام انسانها از گذشته تا حالا همواره دانسته اند که بر حیوانات برتری انکارناپذیری دارند.

با این مقدمه کوتاه باید دانسته باشی که حقیقت وجودت چیز دیگری است و آن چیزی والاتر از جسم است که توانسته تمام طبیعت را با جاندار و بی جانش تسخیر خودش کند.

دوباره می پرسم: خود را شناخته ای تا بیرونت را درک کنی که معنا شوی؟

برای مطالعه همه متن، روی ادامه مطلب کلیک کنید

منبع : شفای گوش ماهی کرمعراج معاصر
برچسب ها : زبان ,شناخت ,حیوانات ,بدانیم ,دانیم ,شاید ,بدانیم وقتی ,انجام دهیم

::
قرآن را به زندگی خود برگردانید

در هر خانه چندین قرآن وجود دارد که بدجوری احساس تنهایی می کنند.

کاغذ و جوهر و جلد و ... در بی قفلی که اگر چه بسته نیست، ولی هیچ کس بازشان نمی کند.

قرآنهای ما در تاقچه هامان درهای بازشان بسته می ماند و ما کلیدهایی را به دستمان داده اند تا قفلهای زندگیمان را باز کنیم که باز نمی شوند.

التماس دعا از صاحب کار و مافوق و زیر دست داریم که کارهایمان به هزار دروغ و دونگ راه بیفتد و راه نمی افتد.

قرآن همان یار مهربان، خاموش ولی خوش زبان، که پند می دهد فراوان است، که یاری پند دان است ولی باز نمی شود صفحاتش که گره های ما را باز کند.

ساعتها جستجو در شبکه های مجازی وقت ما را نمی گیرد و خواندن روزی یک صفحه از شفاخانه قرآن تبدیل به ماموریت غیرممکنی شده که تنها پرهیزکاران آن را می توانند.

یکی از همکلاسانم در دانشگاه از من پرسید: فلانی کِلَش چند داری؟ گفتم کلش چیست؟ همان بازی معروف؟ گفت بله. گفتم: نه.

او هم پندم داد که اصلا نصبش روی گوشی نکنم. گفتم چرا؟ گفت: معتادم کرده. روزی چندین ساعت «باید» آن را بازی کنم. و اصلا نه می توانم درس بخوانم و نه به کارهای دیگرم برسم.

یادم افتاد کسی تا حالا از من نپرسیده که هی فلانی! در خانه ات قرآن داری؟ آن را می خوانی؟ معنی فارسی اش را یکبار روزنامه خوان کرده ای؟ آن را که می خوانی در زندگی ات به کار می بندی؟ اصلا تاثیری در زندگی ات داشته است؟

ما قرآن را خیلی وقت است نداریم. سر تاقچه های عادت فراموشش کرده ایم. فیس بوکمان را هزار بار لایک پروفایل دخترکان و خبرهای دروغ و کامنتهای صد تا یک غاز می کنیم ولی قرآن را یادمان رفته باز کنیم.

هر ماه بابت فیلترشکن 5 تا 10 هزار تومن به صورت اینترنتی پرداخت می کنیم ولی قرآن را که درش بسته نیست و خدا هرگز ما را از فهمیدنش و استفاده رایگان از مواهبش فیلتر نکرده است باز نمی کنیم.

قرآن را به زندگی شخصی خود برگردانید... مطمئن باشید قرآن به زندگی اجتماعی برخواهد گشت.

خدایا! خسته ام از اینکه قرآن را دارم ولی ندارمش...

منبع : شفای گوش ماهی کر
برچسب ها : قرآن ,کنیم ,زندگی ,کرده ,اصلا ,هزار

چارپاره زینبی

:: چارپاره زینبی
ما رأیتُ إلا جَمیلا

 

امسال محرم متفاوتی داشتم.... بعد از روزهایی که از جدالم با آهن و سیمان در شهر به شهر گشتنم، از کودکی تا امروز گذشت، رفتم روستای پدری که در نموداری تازه رؤیاهای کهنه را زنده کنم.

مسجد صاحب الزمان روستای زنجیره سفلی، که حالا در مسیر تردد زائران حسینی به کانونی پر از مهر تبدیل شده، وقتی که بلندگو را روشن می کند، صدای اذانش که در کوه می پیچد، طنطنه روحانیش از پنجره خارج شده و در جانم رسوخ می کند.

ایام محرم از این پنجره باز، سخنرانی و مداحی و روضه خوانی اهالی به خانه پدری می ریخت و من پشت کاغذی سفید منتظر بودم.  سخن بزرگ زینب کبری که در جواب یزید گفته بود: در کربلا چیزی جز زیبایی ندیدم... مرا به جدال همیشگیم با کاغذ سفید چیره کرد. چارپاره زیر حاصل یکی از آن شبهاست که سوگ من در شعر ریخته شد:

نینوا را چون تماشا کرده ام

غصه ای بالاتر از زینب نبود

کربلا در عمق تلخش می گریست

هیچ کس بینا تر از زینب نبود

برای خواندن شعر کامل ادامه مطلب را بزنید

منبع : شفای گوش ماهی کرچارپاره زینبی
برچسب ها : زینب ,زینب نبود

شعر نماز در ایلام مظلوم است

:: شعر نماز در ایلام مظلوم است
بهمن 94 با همکاری ستاد اقامه نماز استان ایلام و کانون ادبی بوستان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام (که خودم دبیرش هستم)، محفل شعری با عنوان نماز و سیره اهل بیت (ع) برگزار کردیم که انگار برای اولین بار بود که درباره نماز چنین برنامه ای اجرا می شد.

شاعران برجسته استان اشعاری با خود آورده بودند ولی گویی دستشان در حوزه شعر نماز پر نبود که رییس ستاد اقامه نماز زبان به گلایه گشود و گفت که شعر نماز در استان ایلام مظلوم است.

فیض الله رضایتی،مدیر ستاد اقامه نماز استان ایلام گفت: «با وجود اینکه استان ایلام دارای شاعران برجسته خوبی در حوزه ادبیات آیینی است، ولی متاسفانه باید بگویم که در حوزه شعر نماز ضعیف هستیم. حتی در حوزه شعر کردی که ما شاعران قوی و مطرحی داریم، شاهدیم که شعرا نسبت به شعر نماز کم لطفی داشته‌اند و آثار چندانی تولید نشده است.»

او شاعران آیینی را به بحث نماز توجه داد و اظهار کرد: «اوج مسائل معنوی دین اسلام، در نماز خلاصه شده است و جوانان زبان شعر برایشان قابل درک‌تر است؛ بنابراین می‌طلبد شاعرانی که خداوند به آن‌ها توان، ذوق و قریحه سرودن شعر عطا کرده، در حوزه شعر نماز کوشا‌تر بوده و آثار فاخری تولید کنند.»

وی گفت: «خداوند به شاعران نیرویی عطا کرده تا بتوانند درونیات را به زیباترین و موثرترین شکل به زبان بیاورند ولی متاسفانه شاهدیم که شاعران ایلام در حوزه نماز سرمایه گذاری نکرده اند.»

رضایتی شاعران را دارای طینتی پاک توصیف کرد که درون زلالشان هدیه ای از جانب خداوند است. او گفت: «حیف است شاعرانی که می توانند سخنان را زیبا بیان کنند و روی جامعه اثرگذار باشند، روی نماز کار نکنند.»

او به اهتمام دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام در حمایت از ادبیات آیینی و برگزاری محفل شعر نماز و سیره اهل بیت علیهم السلام در این دانشگاه اشاره کرد و عنوان کرد: «دانشگاه آزاد اسلامی در حوزه نماز و ترویج مفاهیم دینی پیشقدم است و انتظار داریم شاعران عزیز در حوزه شعر نماز سرمایه گذاری کنند و شاهد رشد جایگاه والای نماز در شعر آیینی استان باشیم.»

منبع : شفای گوش ماهی کرشعر نماز در ایلام مظلوم است
برچسب ها : نماز ,شاعران ,حوزه ,ایلام ,استان ,آیینی ,استان ایلام ,ستاد اقامه ,اقامه نماز ,آزاد اسلامی ,ادبیات آیینی ,نماز سرمایه گذاری ,نماز استان ایلام